close
تبلیغات در اینترنت
0BB90FEEB3B18D123D6F4DE697538B32 داستان های جالب و پند آموز

7ses

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ 7ses خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

آنکس که میگوید : " نمی توانی "  و " نخواهی توانست" ؛

احتمالا همان کسی است که :

از اینکه  بتوانی انجامش دهی و موفق شوی ؛

میترسد .

 






طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، جالب ترین ها،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 85

[ پنجشنبه 03 مهر 1393 ] [ 20:30 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

خیلی از آدمها هستند که به شما میگویند :

" نمیتوانی! "

کاری که باید انجام دهید این است که برگردید و بگویید :

" حالا تماشا کن ... "

 






طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، جالب ترین ها،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 68

[ پنجشنبه 03 مهر 1393 ] [ 20:27 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

توصیف اوشو از خدا

 

 

از اشو، در مورد این که اگر خدا و جود ندارد، پس چه کسی این عالم را خلق کرده، سوالی شد، که در پاسخ گقت:

نیازی نیست که کسی آن را آغاز کرده باشد، زیرا برای این کائنات آغازی وجود ندارد، و پایانی هم نیست.

از این پرسش، در تمامی مذاهب بهره کشی شده است، زیرا همه می خواهند بدانند که چه کسی آغاز کننده بوده است....





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، جملات بزرگان، زندگی،
امتیاز : :: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 1
تعداد بازدید مطلب : 75

[ شنبه 27 ارديبهشت 1393 ] [ 4:12 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

مصاحبه با صدرا ۲۰ ساله و کسب درآمد از گوگل Adsense

 

 

صدرا املشی. جوانی خاص ایرانی که در روز خاص ۱ فروردین سال ۱۳۷۰ به دنیا آمده. زمان زیادیست که وبلاگ نویسی می کند. اما مدتیست به این فکر کسب درآمد از بلاگ هایش افتاده.

در حال حاضر ...

 





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، داستان هایی واقعی از راز،
برچسب ها:گوگل ادسنس، افراد موفق در گوگل ادسنس، گوگل ادسنس چیست ؟، ادسنس، ادسنس گوگل، صدرا املشی، مصاحبه با صدرا املشی، طرز کار با گوگل ادسنس، کسب درآمد از گوگل ادسنس،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 177

[ دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ] [ 21:34 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

حتما این مطلب را مطالعه نمایید

 

لذت زندگی

 

مادرت رو بغل کن و روشو ببوس


گوش دادن به موسیقی را فراموش نکن


هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده

 





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، زندگی،
برچسب ها:زندگی، زندگی راحت، زندگی زیبا، زیباترین زندگی، جملات زیبا، جملات زیبا در مورد زندگی، جملات زیبای زندگی، لذت زندگی، لذت بردن از زندگی، جملات کوتاه در مورد زندگی، جملات کوتاه درباره زندگی،
امتیاز : :: نتیجه : 4 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 4
تعداد بازدید مطلب : 51

[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 9:39 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

وصیت نامه انیشتین   

 

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند....





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، جملات بزرگان،
برچسب ها:انیشتین، وصیتنامه انیشتین، وصیت انیشتین، وصیت نامه انیشتین، آلبرت، آلبرت انیشتین، البرت انیشتین، وصیت البرت انیشتین، وصیت نامه آلبرت انیشتین، زیباترین سخنان انیشتین، سخنان انیشتین، جملات انیشتین، سخنان زیبای انیشتین، عکس انیشتین، عکس های انیشتین،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 63

[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 9:35 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

لـوح زنـدگی را چگونـه بخوانیـم ؟!    

 

مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود،
 کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد :
(تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران.)
اما ....





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:لوح زندگی، لوح، داستان کوتاه، داستان پندآموز، داستان پند، داستان پنداموز، داستان زیبا، داستان کوتاه زندگی، داستان زیبای زندگی، داستان لوح زندگی، داستان کوتاه لوح زندگی،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 32

[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 9:33 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

 

اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم
کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم




ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، جملات بزرگان،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 38

[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 9:31 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

سلام دوستان بزرگوار و بازدیدکنندگان وبلاگ 7ses

به اطلاع می رسانیم اولین پست این وبلاگ در تاریخ 14 آذر 1392 ارسال شده است و اینک ( 14 اسفند 1392 )  سه ماه از ارسال اولین مطلب سپری می شود و ما توانسته ایم 1003 مطلب در زمینه های مختلف پست نماییم

امید است مطالب و موضوعات وبلاگ 7ses مورد پسند و استفاده بازدید کنندگان عزیز قرار گیرد.

در ضمن تمامی بازدید کنندگان می توانند بدون هیچ محدودیتی از مطالب این وبلاگ در هرکجا استفاده نمایند حتی بدون ذکر منبع

 

با آرزوی شادی - سلامتی و ثروت برای همه انسان های این کره خاکی






طبقه بندی: آموزش ورزش، داستان های جالب و پند آموز، سازهای موسیقی سنتی ایرانی، سنتور نوازان ایران، جالب ترین ها، تکنولوژی، تاریخ شرکت های خودروسازی، محصولات سال 2014 مرسدس بنز، معروفترین و برترین پل های دنیا، گروه بابک نهرین،
برچسب ها:7ses، وبلاگ 7ses، پربازدید ترین وبلاگ 7ses، پربازدیدترین وبلاگ، وبلاگ 7ses پربازدید، وبلاگ پربازدید 7ses، موضوعات وبلاگ 7ses، موضوعات مطالب وبلاگ 7ses، آموزش وبلاگ 7ses، مطالب آموزشی وبلاگ 7ses، مطالب ورزشی وبلاگ 7ses، مطالب سینمایی وبلاگ 7ses، جام جهانی در وبلاگ 7ses، عکس بازیگران وبلاگ 7ses، زندگینامه بازیگران وبلاگ 7ses، موسیقی در وبلاگ 7ses، ورزش در وبلاگ 7ses، علیرضا آزمندیان در وبلاگ 7ses، وبلاگ بازیگران ایرانی، وبلاگ جام جهانی برزیل،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 21

[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 13:57 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

آدم ها سه دسته اند؛ عینک، ملحفه، فرش! (حتما بخوانید!)

 

مثال جالب زیر از حاج آقا قرائتی نقل شده:       

آدمها سه دسته اند:

- عینک!

- ملحفه!

- فرش!

وقتی یک لکه ی چایی بنشیند روی عینکت، "بلافاصله" زود آن را با "دستمال کاغذی" پاک می کنی!

وقتی همان لکه بنشیند روی ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:آدمها چند دسته اند؟، سخنرانی محسن قرائتی در مورد انواع آدم، سخنرانی حجت الاسلام قرائتی، سخنرانی های حجت الاسلام محسن قرائتی، محسن قرائتی، سخنان جالب محسن قرائتی، زیباترین سخنان محسن قرائتی، بهترین جملات محسن قرائتی، جذاب ترین سخنان محسن قرائتی، دانلود سخنرانی های محسن قرائتی،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 55

[ سه شنبه 13 اسفند 1392 ] [ 21:25 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم!     

 

مردان قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن:  «آیا زمستان سختی در پیش است؟»

رییس جوان قبیله که ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 23

[ دوشنبه 12 اسفند 1392 ] [ 0:5 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان زیبای سخاوت   

 

پسربچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسربچه پرسید: یک بستنی میوه ای چند است ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 32

[ دوشنبه 12 اسفند 1392 ] [ 0:0 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان کوتاه حضرت سلیمان

 

 

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 32

[ چهارشنبه 07 اسفند 1392 ] [ 22:39 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

حکایت بهلول و آب انگور

 

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 37

[ چهارشنبه 07 اسفند 1392 ] [ 22:35 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

ظرفیت انسان ها

 

مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟
آن مرد آب را ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 32

[ چهارشنبه 07 اسفند 1392 ] [ 22:32 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

یک زندگی در خطر بود             

 

آبراهام لینکلن در وسط جلسه سنا بود که بچه خوکی در جوی آب گرفتار شد. از جلسه بیرون دوید و گفت: فعلن بحث را چند دقیقه نگه دارید، زود برمی گردم.

این کاری عجیب بود. شاید ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 31

[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 22:3 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

درسی بزرگ از یک کودک       

 

سال ها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری جدی و نادری رنج میبرد...

 





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 34

[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 21:59 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

چهار سخنی که زاهد را تکان داد !            

 

زاهدی گوید:
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟
دوم ...

 





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 45

[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 21:18 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان کوتاه و زیبای رد پا           

 

یک شب مردی خواب عجیبی دید.او خواب دید دارد در کنار ساحل همراه با خدا قدم میزند. روی اسمان صحنه هایی از زندگی او صف کشیده بودند...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 26

[ یکشنبه 27 بهمن 1392 ] [ 23:50 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان بسیار زیبای تغییر نگرش  

 

میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 24

[ یکشنبه 20 بهمن 1392 ] [ 21:24 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

جنبه !!!

 

مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد.
دوستش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشه می خواست من را عوض کند.
مرا وادار کرد ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 34

[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 21:36 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

خدایا شکرت

 

 

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم . این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است.


خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است.این یعنی ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 34

[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 21:21 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

آرامش

 

   و    

 

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، داستان های کوتاه و جالب،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 44

[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 20:55 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

حکایت پند آموز شایعه درست کردن

 

زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از مدت کمی همه اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند...

 





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 29

[ چهارشنبه 16 بهمن 1392 ] [ 20:37 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

وبلاگ 7ses دو ماهه شد

 

سلام دوستان بزرگوار و بازدیدکنندگان وبلاگ 7ses

به اطلاع می رسانیم اولین پست این وبلاگ در تاریخ 14 آذر 1392 ارسال شده است و اینک ( 14 بهمن 1392 )  دو ماه از ارسال اولین مطلب سپری می شود و ما توانسته ایم 635 مطلب در زمینه های مختلف پست نماییم

امید است مطالب و موضوعات وبلاگ 7ses مورد پسند و استفاده بازدید کنندگان عزیز قرار گیرد.

در ضمن تمامی بازدید کنندگان می توانند بدون هیچ محدودیتی از مطالب این وبلاگ در هرکجا استفاده نمایند حتی بدون ذکر منبع

 

شادی - سلامتی و ثروت شما آرزوی قلبی ماست






طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، داستان های کوتاه و جالب، دکتر الهی قمشه ای، سازهای موسیقی سنتی ایرانی، اساتید تار ایرانی، زندگینامه بازیگران مرد ایرانی، تصاویر بازیگران ایرانی در کنار همسرانشان، اینترنت و شبکه، جام جهانی 2014 برزیل، آموزش رانندگی، فرمول 1 در سال 2014،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 28

[ دوشنبه 14 بهمن 1392 ] [ 0:35 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان کوتاه اثر

 

یکشنبه بود و طبق معمول هر هفته

رزی ، خانم نسبتا مسن محله ، داشت از کلیسا برمیگشت …
در همین حال نوه اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت :
مامان بزرگ ، تو مراسم امروز ، پدر روحانی براتون چی موعظه کرد ؟!





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 25

[ سه شنبه 08 بهمن 1392 ] [ 22:45 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

حتما این داستان کوتاه را بخوانید !!!!!

 

پیری برای جمعی سخن میراند،

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار
خندیدند....

 

 

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه
میدهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید






طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، داستان های کوتاه و جالب،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 22

[ دوشنبه 07 بهمن 1392 ] [ 0:57 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان کوتاه پندآموز رحمت خدا

 

پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 29

[ دوشنبه 07 بهمن 1392 ] [ 0:52 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

خدا پشت پنجره ایستاده !!

 

جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه. مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت

جانی وحشت زده شد...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 23

[ دوشنبه 07 بهمن 1392 ] [ 0:48 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان کوتاه فوق العاده پندآموز از یک قهرمان

 

هرچی خدا بخواد

 

آرتور اش
قهرمان افسانه ای تنیس
هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز، داستان های کوتاه و جالب،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 31

[ یکشنبه 06 بهمن 1392 ] [ 23:57 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

علف باید به دهن بزی شیرین بیاد !!

 

میگفتن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه عمری خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم غافل از اینکه اصلا طرف بز نبود . . .
گاو بود به خوردن مقوا عادت کرده بود






طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 33

[ یکشنبه 06 بهمن 1392 ] [ 23:53 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

بیشرمانه زیستن

 

روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟

گفتم ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:داستان کوتاه، داستان جالب، داستان خواندنی، داستان محشر، داستان بیشرمانه زیستن، داستان های کوتاه، داستان های جذاب،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 57

[ جمعه 04 بهمن 1392 ] [ 19:43 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

شما برنده هشتاد و شش هزار و چهار صد دلار جایزه روزانه شده اید؟
 
تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هر روز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتاد و شش هزار و چهار صد دلار پول می گذاره. ولی دو تا شرط داره...




ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 25

[ پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 18:54 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان کوتاه  منطق چیست ؟

 

معلم کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد
می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟




ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 21

[ پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 18:49 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان بسیار زیبا و خواندنی  لالایی با خروپف

 

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 25

[ پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 18:41 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

امتحان فیزیک

 

استاد سختگیر فیزیک اولین دانشجو را برای پرسش فرا میخواند و سئوال را مطرح میکند

شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار میکنید؟





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 23

[ پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 18:35 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

آلفرد نوبل

 

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 24

[ پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 18:32 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

توقع

 

یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیک نیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن...

 

 





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 22

[ پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 18:28 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

زود قضاوت نکنید !

 

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد اوفرستادند...




ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 25

[ پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 17:59 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

حکایت خوک و گاو

 

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:

نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.

کشیش گفت...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 26

[ پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 17:57 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

نصوح - مردی که در حمام زنانه کار می کرد !!

 

نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او مردی شهوتران بود با سواستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد و...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:داستان، داستان کوتاه، داستان زیبا، داستان نصوح، داستان مرد در حمام، ماجرای جالب، داستان خواندنی، زیباترین داستان کوتاه، داستان عجیب، جالب ترین ماجرا،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 25

[ شنبه 28 دي 1392 ] [ 19:48 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

امید

سه نفر جواب آزمایش هایشان را در دست داشتند . به هر سه ، دکتر گفته بود که بر اساس آزمایشات انجام شده به بیماری های لاعلاجی مبتلا شده اند به صورتی که دیگر امیدی به ادامه زندگی برای آنها وجود ندارد .





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:داستان امید، ماجرای امید، داستان کوتاه امید، داستان امید داشتن، داستان سه نفر و امید، داستان زبای امید، ماجرای جذاب امید، ماجرای امید داشتن،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 39

[ شنبه 28 دي 1392 ] [ 19:36 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

ابتدا مطمئن شويد كه آيا اصلاً مسئله اي وجود دارد يا خير!

 

مايكل، راننده اتوبوس شهري، مثل هميشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسير هميشگي شروع به كار كرد. در چند ايستگاه اول همه چيز مثل معمول بود و تعدادي مسافر پياده مي شدند و چند نفر هم سوار مي شدند. در ايستگاه بعدي، يك مرد با هيكل بزرگ، قيافه اي خشن و رفتاري عجيب سوار شد او در حالي كه به مايكل زل زده بود گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» و رفت و نشست...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:داستان کوتاه، داستان جالب، داستان باورنکردنی، داستان های کوتاه، ماجرای جالب، داستان جذاب، داستان پند آموز، داستان عشقولانه، ماجرای باورنکردنی، ماجرای خیلی زیبا،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 25

[ جمعه 27 دي 1392 ] [ 13:26 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

آیا شما هم عضو گروه 99 هستید؟
 
 
پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛
اما خود نیز علت را نمی دانست.
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد...

 

 





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:داستان، داستان جذاب، داستان خواندنی، داستان بسیار جذاب، ماجرای جالب، داستان های کوتاه، داستان پادشاه،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 22

[ جمعه 27 دي 1392 ] [ 13:12 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان همدلی گنجشک                  

 

 

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌!

پرسیدن : چه می‌کنی؟

پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم …





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:داستان کوتاه گنجشک، داستان کوتاه، ماجرای خواندنی گنجشک، داستان خواندنی و جذاب، داستان جذاب گنجشک، همدلی گنجشک، همدردی گنجشک، داستان همدلی،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 37

[ جمعه 27 دي 1392 ] [ 12:58 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان کوتاه تغییر دنیا

 

میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
 وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:داستان کوتاه دنیا، داستان تغییر دنیا، ماجرای جالب، داستان جذاب، داستان جالب تغییر دنیا، داستان بسیار زیبا، داستان زیبای تغییر دنیا،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 35

[ جمعه 27 دي 1392 ] [ 12:56 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان بسیار زیبای نجس ترین چیز در دنیا

 

گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و میخواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد وزیر هم عازم سفر میشود ...

 

 





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:نجس ترین چیز در دنیا چیست؟، نجس ترین در دنیا، نجس ترین چیز جهان، نجس ترین چیز دنیا، ماجرای جالب نجس ترین چیز دنیا، داستان کوتاه پادشاه و نجس ترین چیز دنیا، داستان کوتاه پادشاه، خواندنی ترین داستان،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 28

[ جمعه 27 دي 1392 ] [ 12:52 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

پند لقمان به پسرش
 

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.

 
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! 
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی ! 
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!! 


پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:داستان، داستان پند آموز، داستان جالب، پند لقمان، داستان کوتاه، داستان کوتاه پند لقمان به پسرش، پند لقمان به پسرش، nhsjhk، nhsjhk [hgf، hdkjvkj، lh[vhd cdfh، ماجرای جالب، ماجرای جذاب،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 40

[ جمعه 27 دي 1392 ] [ 12:48 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

داستان جالب  قصر پادشاه      

 

 

در افسانه های شرقی قدیم آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بی نظیر باشد و تالار اصلی ان در عین شکوه و بزرگی و عظمت ستونی نداشته باشد !!!

اما پس از سالها و کار وتلاش و محاسبه ، کسی از عهده ساخت سقف تالار اصلی بر نیامد و ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:داستان پادشاه، داستان قصر، داستان قصر پادشاه، داستان زیبای قصر پادشاه، قصر پادشاه، داستان کوتاه، lxhgf [bhf، زیباترین مطالب اینترنت،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 38

[ جمعه 27 دي 1392 ] [ 12:30 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

قبل از اینکه یک مرده متحرک بشوید این متن را بخوانید!

 

با آدم ضعیف تر از خودتون تا حالا پینگ پونگ بازی کرده اید؟ منظورم اینایی هستن که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته اند و تازه از استایل والیبال اومده اند ...





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: موفقیت، داستان های جالب و پند آموز،
برچسب ها:مرده، مرده متحرک، nhsjhk ;، jhi، داستان زیبا، داستان مرده متحرک، متن جالب، متن زیبای مرده متحرک،
امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 31

[ جمعه 27 دي 1392 ] [ 11:58 ] [ hamedsabouri ]

[ نظرات () ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. صفحه شماره 1 2 صفحه بعد

صفحات پاپ آپ

ارزانترین فروشگاه اینترنتی ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه